X
تبلیغات
امامزاده هارون (ع) - قتل امام زمان (عج) دروغی بزرگ

قتل امام زمان (عج) دروغی بزرگ

می گویند که امام زمان را پیرزنی یهودی شهید می کند .استاد فاطمی نیا گفت: آیت الله العظمی بهجت قویاً موضوع خواب تولد قاتل امام زمان(عج) را رد نمودند.استاد فاطمی نیا از نزدیکان و شاگردان آیت الله العظمی بهجت طی سخنرانی در مسجد آیت الله انگجی تبریز ضمن حمله به شایعاتی که در صددخدشه دار ساختن اصل مهدویت است، اظهار داشتند بنده اخیرا در دیداری که با ایشان داشتم مسئله خواب را پرسیدم و آیت الله العظمی بهجت قویاً موضوع خواب تولد قاتل امام زمان(عج) را رد نمودند.وی در این سخنرانی از مردم خواست تا به شایعات یاوه گویان اهمیتی ندهند.
اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ موضوعاتی در مورد علائم ظهور این چنین نقل قول نموده بودند که چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان(عليه السلام) در اصفهان متولد شده است!اگر کسی کمی روایات را بشناسدو کمی عقل را بکاراندازدمی بیند که راوی آن سنی بوده و هیچ عالمی سند این روایت صحیح ندانسته . حال روایتی از اصول کافی جلد2روایت شماره 25 . ایوب ابن نوح نقل میکند امام رضا فرمود :هیچیک از ما ائمه نیست مگراینکه یا به زهر یابا شمشیر کشته شود تازمانی که کسی از ما قیام کند که نامش معلوم و محل تولدش نامعلوم است .از این روایت صحیح معلوم می شود که امام زمان کشته نمی شود .

آخر الزمان و ادیان آسمانی

اخباری از منابع مسیحیان دلالت بر حکومت آسمانی بعد از سال 2000 میلادی در جهان دارند. اخباری از منابع یهودیان دلالت بر قریب الوقوع بودن ظهور بعضی از انبیای بنی اسرائیل همچون حضرت عیسی، خضر و الیاس داردند.

اکثر تمدنها معتقدند که در سالهای پایانی هر هزاره یکسری تحولات رخ می دهد. در سال 2000 شصت و یک فرقه منتظر ظهور عیسی مسیح بودند. یهودی ها در دروازه شرقی بیت المقدس دوربین گذاشته بودند که اگر حضرت عیسی مسیح نزول اجلال کند فیلم برداری کنند.

بر خی گزارشها حاکی از آن است که ماموران امنیتی عربستان سعودی کاملا مراقب اوضاع شهر مکه هستند تا در صورت قیام امام مهدی و یارانش با آن برخورد و مقابله نمایند. آن چنانکه در سالهای اخیر دوربینهای تلویزیونی متحرکی در بخشهای مختلف مسجد الحرام کار گذاشته اند و در این میان یک دوربین ثابت نیز به طور شبانه روزی محل رکن و مقام را که امام عصر ( عج ) از آنجا قیام می کند و پیام خویش را به گوش جهانیان می رساند، زیر نظر دارد.


همه جا صحبت از منجی است

شاهدان عینی در امریکا ناظر بوده و هستند که بعضی مسیحیان اعانه جمع می کنند و می گویند : " به زودی مسیح در معبد سلیمان ( مسجد الاقصی ) ظهور خواهد کرد. "

" مایاها " از اقوام بومی آمریکای لاتین و کشور پرو هستند. بر اساس اعتقادات و تقویم آنان 21 دسامبر سال 2012 میلادی پایان جهان و تاریخ معاصر است. جالب تر آنکه تقویم " آیچینگ " که متعلق به چین باستان است نیز سال 2012 را به عنوان پایان جهان قلمداد کرده است. هر چند نمی توان مطالب و تحلیلهای این دو نوع تقویم را کاملا تایید کرد، چرا که ممکن است پیش بینی های اینها نیز اشتباه از آب در آید، ولی به عنوان پیش بینی هایی که در سطح جهان مطرح می باشند قابل توجه است.

حوادث مهم نورانی در سالهای پس از 2000 میلادی

در سال 1320 تا سال 1325 که متفقین در ایران بودند به خاطر دارم که یا اواخر سال 1322 و یا اوایل سال 1323 بود که در تهران شایع شد پیغمبری ظاهر شده و اخبار عجیبی دارد و نقل همه مجالس همین خبر بود. من که 19 سال بیشتر نداشتم با یکی از رفقایم که خیلی صمیمی و همکلاس بودیم مصمم شدیم برای دیدن این فرد که در شمیران بود برویم. روز جمعه بود و با رفیقم حرکت کردیم و به شمیران رسیدیم. پُُُُرسان پُرسان رفتیم و محل او را که در باغ بزرگی بود پیدا کردیم، اما اطراف خیابانها پر بود از ماشینهای سواری آخرین سیستم که همه افراد اعم از مرد و زن برای دیدن این شخص آمده بودند . وارد باغی شدیم که در آن اتاقهایی بود که مردم به انتظار نشسته بودند. وارد اتاقی شدیم دیدم که زنهای بی حجاب و سر برهنه با وضعی ناجور نشسته اند. جا نبود و ما هم از دیدن این خانومها خجالت می کشیدیم.

به رفیقم گفتم: برگردیم ما نخواستیم او را ببینیم.

خواستیم برگردیم. از اتاق بیرون آمدیم و به سمت درب خروجی حرکت کردیم ناگاه پیرمردی که لهجه ی مخصوصی داشت به سمت ما آمد و گفت:

آقای ... ( نام مرا برد ) کدامیک از شما هستید؟

گفتم: منم.

گفت: خانوم شما را می خواهد.

گفتم: خانم کیست؟

گفت: همان کس که این همه جمعیت به خاطر او در اینجا جمع شده اند. فهمیدم آن کس را که می گویند پیامبر است یک زن است.

رفیقم گفت: من هم با ایشان هستم.

پیرمرد پاسخ داد: فقط ایشان را خواستند شما بفرمایید .

خلاصه پیرمرد مرا به داخل ساختمان و اتاق مخصوصی برد. خانمی آمد با حجاب کامل، حتی دستکش به دست داشت و معلوم بود که مسن است و با فارسی ناقص و سر و دست شکسته سلام کرد و مرا به اتاق دیگری برد که آنطرف سالنی بود که جمعیت زیادی آنجا جمع بودند.

خانم گفت : شما که از ماشین پیاده شدید دو نفر بودید و رفیق تو هم به این اسم است.

گفتم: آری

گفت : نور شما را دیدم و وقتی که از افرادی جویای من شدید و آنها شما را به طرف باغ راهنمایی کردند و شما وارد اتاق شدید و زنهای بی حجاب را دیدید و شرم کردید، تو به رفیقت گفتی بیا برویم، که من فرستادم و شما را آوردند پیش من. اما حتما می خواهی بدانی من کیستم؟

نام من فلان و نژادم انگلیسی است. پدرم در سن ده سالگی من از دنیا رفت. مادرم مرا در کلیسای مجهز مسیحی برد و مرا به دست راهبه های بزرگ سپرد. تا سن بیست و هفت سالگی تعلیم دین مسیح دیدم. خانم معلمی داشتم که با من خیلی مانوس بود. به من گفت می خواهم به هندوستان بروم. گفتم اگر ممکن است من را نیز با خود ببرید. قبول کرد و با هم به سرزمین عجایب رفتیم. مدت 40 سال آنجا بودم و مرتاضین زیادی دیدم.

من در این مدت تمامی ادیان را بررسی کردم و دینی بهتر از اسلام و مکتبی پر بارتر از تشیع ندیدم و من حالا شیعه علوی هستم. آن زن معلم که با من بود فوت کرد و وصیت کرد که مرا در قبرستان مسلمانان دفن کن. پرسیدم شما چه طور تا به حال به من نگفتید که مسلمان هستید؟ گفت می خواستم خودت تحقیق کنی و حقیقت را پیدا کنی.

از هندوستان به مکه رفتم و پنج سال آنجا ماندم و از معنویات خوبی بهره مند شدم. بعد از آن به کربلا رفتم و الآن در ایران هستم. مردم اینجا مرا پیامبر خوانده و توقعات عجیب از من دارند. من هم هر کسی را که اهلیت داشته باشد جواب می دهم و بقیه می مانند تا خسته می شوند و بر می گردند.

از عجایب اینکه گفت من هفتاد سال است حیوانی نخورده ام و خوراکم غالبا میوه و بادام و فندوق و غیر حیوانی است. تمام نیروهای بدنم هست و حتی سوی چشمم هم مثل جوانی است و هیچ وقت شوهر هم نکرده ام. هم چنین گفت من به خاطر ریاضتها و برنامه های معنوی که داشتم حالت عجیبی دارم و هر کجا امام زمان علیه السلام با یارانش بروند، در هر نقطه زمین که باشند، نورشان را می بینم. من در ذهنم گذشت خوبست بپرسم آیا از آمدن امام زمان می داند که حضرت چه وقت می آید؟

آن خانم فورا ذهن مرا خواند و گفت : نمی دانم کی می آید و این مطلب بزرگی است؛ اما یک خبر دارم.

گفتم چیست؟

گفت من تا سال 2000 میلادی را تاریک می بینم و هر حادثه ای ظلمانی است؛ اما از سال 2000 حوادث نورانی پیش می آید که شاید آنچه را که شما در نیت داری در سال 2000 به آن نزدیک شوی. من خیلی ناراحت شدم. چون در آن زمان خیال می کردم که آقا به همین زودی ها می آید و وقتی از سال 2000 خبر داد خیلی ناراحت شدم. سپس به من مطالبی گفت که نمی توانم آنها را بیان کنم اما همه آنها در زندگیم اتفاق افتاد و واقع شد. امیدوارم پیش بینی او درباره وقایع پس از سال 2000 درست باشد و از سال 2000 به بعد حوادث جهان به نفع شیعه باشد و فرج امام زمان نزدیک گردد...

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " امامزاده هارون (ع) " برای " محبین اهل بیت عصمت وطهارت " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم